با لبخند طبیعت به آرامش برسیم

دستیابی به آرامش واقعی یکی از خواستههای همیشگی بشر بوده است. بدون شک بخش وسیعی از تلاشهای علمی بشر و کشف رازهای ناگشوده جهان طبیعت برای دسترسی به امکاناتی بوده است که آرامش و آسایش را برای انسان به ارمغان آورد
آثار روانی طبیعت بر انسان
همانطور که طبیعت پاک در رشد و پرورش بهینهی گیاهان مؤثر است، در رشد و تکامل انسان نیز مؤثر میباشد و همانگونه که از زمینهای شورهزار، جز گیاهان بیارزش نمیروید؛ محیط آلوده نیز تأثیرات منفی و زیانباری بر زندگی انسان دارد. اینکه در اسلام به «آب پاکیزه و جاری» و نگریستن به آن سفارش شده، بهخاطر تأثیرات مثبت آن از جمله نقش آن در شادی و انبساط روحی افراد است. امام صادق(ع) درگفتوگویی با مفضل، از سودمندی بادها سخن گفته که باواسطه و بیواسطه بر جسم و جان انسان اثر میگذارند و اگر چند روز حبس شده و نوزند، همه چیز تغییر پیدا کرده و فاسد میشود و مشکلات و لطمات بسیاری برای روان و جسم انسانها بهوجود میآید. (طباطبایی، 1382، ج8، ص369) «ابن سینا» در مورد هوای آلوده میگوید: «هوای آلوده، نفس را تنگ و اخلاط را زیاد میکند.» (ابوعلی سینا، 1370، 199) «ابن خلدون» دربارهی تأثیر محیط زیست بر انسان میگوید: «محیط زیست بر هوش و استعداد، درایت و کفایت فردی اثر میگذارد و سلامتی عقل و روح و میانهروی در اعمال و رفتار در گرو سلامت محیط زیست است.» (ابن خلدون، 1375، 86)
گیاهان و درختان نیز سهم بسیار مهمی در تلطیف روح و روان انسانها دارند. قرآن کریم در چند آیه گیاهان را شادیآفرین دانسته و آنهارا بهجتانگیز توصیف میکند. (حج، آیهی62؛ ق، آیهی7؛ نمل، آیهی60) امام صادق( a ) میفرماید: «نگاه کن به گلهای رنگارنگ، شکوفههای زیبا و درختان سرسبز، چنان لذتی به آدمی میبخشد که هیچ لذتی را با آن نمیتوان برابرکرد» (مجلسی، 1403، ج3، ص129) از امام علی(ع) نیز نقل شده که فرمود: «گل نرگس را حداقل در هر سال یک بار ببویید؛ زیرا در دل انسان حالتی است که تنها گل نرگس آن را میزداید.» (همان، ج66، ص176)
طبیعت تابلوی آرامشبخش
ارتباط با طبیعت و لذت بردن از مناظر زیبای آن، سادهترین راه ممکن برای کسب آرامش و تلطیف روح و روان انسان است. نتایج پژوهش پژوهشگران رفتارشناسی در آمریکا نشان میدهد: خرید گل، نگاه کردن و کاشتن گل، باعث بروز احساس مثبتاندیشی، شادی، دوری از اندوه و آرامش میشود. رفتن به دامان طبیعت، به همراه خانواده و دوستان، نگاه کردن به گلهای زیبا و درختان سرسبز، بهطور چشمگیری به متعادل شدن رفتارها و افکار نامتعادل منجر شده و اتصال عصبی مثبت در مغز، بهوجود میآورد.
این احساس در تمام افراد، در هر سنی که باشند، بهخوبی نمایان میشود. «گلها» با تنوع در رنگهای زیبا و رایحههای بینظیر خود، حس سرزندگی، هیجان، آرامش و امنیت را در ما به وجود میآورند. بدون شک حضور گل و گیاه در فضای زندگی، روحیهی انسان را لطیف و شاد ساخته و این شادی و سرزندگی به دیگران نیز منتقل خواهد شد. گل نشاندهندهی «مشارکت و دوستی» است؛ زیرا با هدیه دادن آن به دیگران، لذت بردن از زیبایی و آرامش را با یکدیگر تقسیم میکنیم.
طبیعت و سلامت جسم و روان
امروزه، آلودگی هوا و انواع آلودگیهای صوتی و دیداری، آرامش را از خانوادهها سلب کرده و منجر به بروز انواع ناراحتیهای روحی و جسمی در آنها شدهاند. انواع استرسها و افسردگیهایی که مولود عصر مدرنیته است، تا بدانجا پیش میروند،که جایی برای احساسات ناب و اصیل انسانی نمیگذارند.
به گفتهی دکتر«فروم کین» مناظر طبیعت اثرات عمیقی روی بهداشت روانی افراد دارد و افرادی که دارای ارتباط با طبیعت هستند، در مقایسه با افراد شهرنشین، سلامت جسمی و روانی بالاتری دارند و مشکلات جسمی کمتری مثل: فشارخون و حملات قلبی به آنها روی میآورد همچنین آنها «توانایی بالاتری» برای مقابله با انواع «استرسهای روانی» دارند. طبق یک تحقیق دیگر حتی نگاه کردن به تصاویر مربوط به طبیعت میتواند منجر به کاهش استرسها و هیجانات منفی شده و تعادل الکتریکی و بیوشیمیایی بدن را تأمین بکند. امروزه ثابت شده که بعضی درختان با ترشح مادهای به نام «فیتونسید» یک حالت آرامش و خلسه در انسان ایجاد میکنند؛ لذا فضای سبز در ایجاد تعادل عصبی انسان نقش عمدهای ایفا میکند.
اهمیت طبیعت تا بدانجاست که شاخهای از پزشکی به نام «طبیعت درمانی» منحصراً با استفاده از درمانهای طبیعی پیرامون ما مثل: نور خورشید، هوا، آب و… به درمان بیماریها میپردازد. این روش معتقد است که بسیاری از بیماریها و ناراحتیها ناشی از ذهن آشفته بیمار است و عناصر و نیروهای موجود در طبیعت بهترین شیوه برای رها شدن ذهن از فشارهای روانی، اصلاح زندگی و بازگرداندن بدن، به حالت طبیعی آن است.
یافتههای روانشناسان نشان میدهد که فعالیت در فضای سبز به بهبود خلق و خو و اعتمادبهنفس افراد کمک میکند. بیشترین تأثیر فعالیت در طبیعت در «جوانان» دیده میشود. نظم و هماهنگی طبیعت، باعث افزایش شور و اشتیاق و هیجان در افراد شده و همچون یک محرک قوی به آنان انگیزه میدهد. امروزه زندگی آپارتماننشینی، خانوادهها را از دامان طبیعت دورکرده و پیامدهای نامطلوبی برجا گذاشته که فاصله گرفتن «کودکان» از طبیعت یکی از آنهاست.
کودکان و طبیعت
بدون شک کودکان امروز کمتر از نسلهای گذشته با طیبعت مأنوس هستند و از مواهب آن چندان لذت نمیبرند. تلویزیون، بازیهای رایانهای و…کودکان را از طبیعت محروم کرده و هیچ چیز نمیتواند جایگزین این دوری شود؛ زیرا طبیعت مهربانی و عطوفت را به کودکان میآموزد و به افزایش اعتمادبهنفس و تواناییهای شناختی، حس همکاری و آرامش روحی کودکان، کمک شایان توجهی میکند. وقتی کودک در طبیعت است از تمام حواس خود استفاده میکند. او با جهانی بسیار بزرگتر از جهان خود روبهرو شده و برای کشف آن تمام قوای خود را به کار میاندازد و طبیعت به او این اجازه را میدهد که مغز خود را بازیابی کرده و تمرکز بیشتری را تمرین کند.
والدین باید «آشتی با طبیعت» را از خود آغاز کنند و فرزندانشان را با طبیعت آشنا و آشتی دهند چرا که دوری از طبیعت، و زندگی در محیطهای کوچک و بسته، آثار منفی بسیاری مثل: افسردگی، گوشهگیری، لطمات درسی و… بر روح و تبعاً جسم کودکان آنها خواهد گذاشت علاوه بر این، محرومیت از نور خورشید بهخصوص برای کودکان و سالمندان آپارتماننشین مضر بوده و میتواند منجر به کمبود ویتامینD و ابتلا به امراض استخوانی در افراد گردد. همراهی با طبیعت آثار مثبت بسیاری برای کودکان دارد. بر اساس یک تحقیق، کودکانی که مبتلا به عارضهی بیش فعالی و کاهش تمرکز هستند، وقتی در فضای سبز قرار میگیرند، بدون نیاز به دارو، میتوانند تمرکز خود را حفظ کرده و لذا یادگیری در آنها افزایش مییابد.
نتیجه:
طبیعت با عناصر زیبا و دلربایش، همواره مایهی آرامش، نشاط، شادمانی و زمینهساز ترقی و پیشرفت بشر بوده است. ارتباط با طبیعت و گوش سپردن به آوای آن، آرامش درون را برمیانگیزد و به دنبال آن، انسان لذت و شادی راستین را در خود احساس خواهد کرد. انسان وابسته و نیازمند طبیعت است و این نیاز به دلیل بالا بودن میزان اکسیژن در طبیعت و هماهنگی خارقالعادهی آن است و هر قدر در این زندگی ماشینی بیشتر پیش برود، این احساس نیاز و خلاء ناشی از آن بیشتر خودش را نشان خواهد داد. بنابراین میتوان گفت که رفتن به آغوش طبیعت، پارکها و تفریح گاهها، انجام فعالیتهای باغبانی وکشاورزی، میتواند به رشد هیجانی، جسمانی و روانی افراد، کاهش استرسهای روانی و افزایش رضایت از زندگی و تحکیم کانون گرم خانوادگی،کمک بسیاری کند. رفتن به طبیعت باعث صمیمیت و انبساط خاطر افراد شده و ناراحتیها و کدورتها را کمرنگ میکند. تأثیرات مثبت سفر به طبیعت، فقط در هنگام سفر نیست، حتی مدتها قبل از سفر اعضای خانواده دچار شور و هیجان شده و افسردگیها فراموش میشود و یاد و خاطرهی سفرها همیشه در ذهن باقی میماند و هیچ چیز نمیتواند جایگزین لذت یک سفر خانوادگی شود. سفر به کوهستان، قدرت اراده و پشتکار را در انسان افزایش میدهد. سفر به بیابان، تأثیرات روانشناختی عظیمی دارد که منجر به احساس آرامش درونی ما خواهد شد. علاوه بر این، خلوت و تنهایی که در این شرایط برای فرد فراهم میشود، به او فرصت خوب فکرکردن، تمدد اعصاب و مرور مسائل زندگی را میدهد که در نتیجه شرایط بهتری برای رشد تواناییها و حل مشکلاتش، فراهم میشود.


